الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

242

إحياء علوم الدين ( فارسى )

تعالى است بى استحقاق شكر است ، و دانستن آن كه شكر نيز نعمت است از نعمتهاى خداى و موهبتى از او شكر است ، و حسن تواضع به نعمتها شكر است ، و تذلّل در آن شكر است ، و شكر وسايط شكر است . چه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من لم يشكر النّاس لم يشكر اللّه ، اى ، هر كه مردمان را شكر نگويد خداى را شكر نگويد . و حقيقت آن در « كتاب اسرار زكات » « 395 » ياد كرده‌ايم . و قلت اعتراض و حسن أدب پيش منعم شكر است ، و تلقى نعمتها به حسن قبول و بزرگداشت خرد آن شكر است . پس آن چه از اعمال و احوال در تحت اسم « شكر و صبر » مندرج شود ، آحاد آن منحصر نيست ، و آن درجات مختلف است ، پس چگونه تفضيل يكى از آن بر ديگرى به اجمال بتوان گفت ، مگر بر طريق آن به لفظ عام خاص خواهد ، چنان كه در اخبار و آثار وارد شده است . و آمده است كه يكى از ايشان گفت كه در بعضى از سفرها پيرى معمّر ديدم و از حال او سؤال كردم ، گفت : من در ابتداى عمر خود عاشق بودم بر دختر عم ، و او نيز بر من عشق داشت ، پس اتفاق افتاد كه او را به من دادند ، و شب زفاف او را گفتم : بيا تا امشب احيا كنيم ، براى شكر حق تعالى بر آن چه ما را جمع گردانيد . پس آن شب نماز گزارديم ، و يكى از ما به يار خود نپرداخت ، و چون شب دوم بود مثل آن گفتيم ، و در درازى شب نماز گزارديم ، و امروز هفتاد يا هشتاد سال است كه ما هر شبى بر آن حاليم ، نه چنين است اى فلانه « 396 » ؟ زال گفت : همچنين است كه شيخ مىگويد . پس در ايشان بين كه اگر بر بلاى فراق صبر نكردندى خداى - عز و جل - ايشان را جمع نگردانيدى . و صبر فراق زيادت از شكر وصال بر اين وجه بودى . « 397 » پس بر تو پوشيده نشود كه اين شكر فاضل‌تر . پس بر حقايق مفضلات « 398 » وقوف نه افتد مگر بتفصيل ، چنان كه گفته شد . و اللّه اعلم ثمّ بالخير .

--> ( 395 ) ربع عادات ، كتاب پنجم . ( 396 ) فلانه ( از عربى فلانة ، مؤنث فلان ) . ( 397 ) عربى : فانظر إليهما لو صبرا على بلاء الفرقة ان لو يجمع اللّه بينهما [ پس بدين دو نگر كه همچنان بر جدايى صبر نمودند كه گويى خداى ميان ايشان جمع نياورده است ] ، و انسب صبر الفرقة إلى شكر الوصال على هذا الوجه . ( 398 ) نسخهء خطى : مفصلات . عربى : فإذاً لا وقوف على حقايق المفضلات ( زبيدى 9 - 163 ) .